|
موسیقی از نوع پاپکورنیش موسیقی پاپ (ار نوع مجاز) از اواخر دهه هفتاد و با آلبوم های مشترک، جای خودش رو در بازار موسیقی ایران باز کرد. کاست هایی که آن زمان ها در بازار وجود داشت، دارای 8 الی 10 آهنگ بود که عموما کاستی مشترک بین 4 یا 5 خواننده بود. در آن زمان چون کار موسیقی پاپ، کاری نو و تازه بود، هیچ تهیه کننده ای روی یک نفر سرمایه گذاری نمی کرد و از طرفی خوانندگان هم در حجم وسیع کار نمی کردند.
خوانندگان آلبومهای مشترک و اولیه پاپ معمولا از همین خوانندگان بودند؛ خوانندگانی چون شادمهر عقیلی، محمد اصفهانی، قاسم افشار، حسین زمان، علیرضا عصار، خشایار اعتمادی، امیر کریمی و ... طولی نکشید که موسیقی پاپ به دوران رشد و بالندگی خود رسید. در آلبوم ها شعر های پر محتوا و آهنگ های ارزشمند وجود داشت و فروش برخی کاست ها بسیار چشمگیر شد. محمد اصفهانی با کاستهایی چون نازنین و ترکیب سبک سنتی و پاپ، علیرضا عصار با سبک جدید و شعرهایی از مولانا و حافظ و شادمهر با آهنگ های پاپ پر طرفدار در لیست پرفروش ها قرار گرفتند. گروه آریان، سرآغاز ورود گروه های موسیقی پاپ به عرصه موسیقی پاپ بود و پس از آن گروهای دیگر چون پارت و ... نیز به جمع گروههای موسیقی اضافه شدند. سالهای 81 و 82 اما سالهای خوبی برای موسیقی به خصوص موسیقی پاپ نبودند. عدم صدور مجوز برای برگزاری کنسرت پاپ و انتشار آلبوم عرصه را برای دست اندرکاران موسیقی پاپ تنگ تر و تنگ تر نمود. به طوری که نارضایتی تمامی خوانندگان و گروههای فعال در این زمینه را برانگیخت اما چه سود!؟ در همین شرایط، آلبوم هایی که در انتظار صدور مجور برای انتشار بودند یا اجازه انتشار نیافته بودند به طور غیرقانونی و دست به دست در بین مردم منتشر شد، موسیقی زیرزمینی در ایران شکل گرفت و این آغاز سقوط موسیقی پاپ بود. آلبوم های زیرزمینی مذکور اگر چه مانند امروز بی محتوا نبودند ولی سخت گیری های شورای نظارت وقت و کارشکنی های این شورا برای اثباتِ اصرار بر غنا داشتن آلبوم ها، راه انتشار غیرقانونی این آلبوم ها را باز نمود. این گونه بود که پس از آن هر کس که دلش هوای خوانندگی می کرد و بودجه ای هم در چنته داشت، آلبومی -که قانونی یا غیرقانونی بودنش مهم نبود- منتشر می کرد و جالب آنکه آلبوم با اسقبال مواجه می شد.
با ایجاد چنین جوٌی و برای کنترل موسیقی لجام گسیخته پاپ، مسئولین وقت دست به ابتکار عملی زدند که نه تنها اوضاع را سامان نبخشید، که اوضاع را خراب تر از قبل کرد و نتایج به مراتب بدتر آن را امروز شاهد هستیم؛ سختگیری ها برای آلبوم های در انتظار مجوز، کمتر شد. این کار در آن زمان تنها به این منظور انجام گرفت که از انتشار بیش از پیش آلبوم ها به صورت زیرزمینی جلوگیری شود اما غافل از آنکه صدور مجوز قانونی برای انتشار یک آلبوم بی محتوا همان و هجوم آلبومهای بی محتوا و توقع صدور مجوز برای آنها همان!!! در این میان حرکتهایی برای کنترل مجدد بازار انجام شد، اما این بار هم کسیر موسیقی زیرزمینی قوی تر بود؛ و جریان به گونه ای شد که، برای مثال، تمامی آهنگهای آلبوم پیرهن مشکی (رضا صادقی) ماهها پیش از انتشار و کسب مجوز، به صورت غیرقانونی پخش و شنیده شده بود. با گذشت زمان و شناخت ذایقه مردم، خوانندگانی با آهنگهای (به ظاهر) دلنشین ظهور کردند، مشهور شدند و ظرف مدت کوتاهی نیز فراموش شدند. از این سبک خوانندگان می توان به افرادی چون فریدون (با آهنگ گل هیاهو) و بنیامین ( با آهنگ مثل تو) اشاره کرد. این خوانندگان به همان سرعت که مشهور می شوند فراموش نیز می شوند و متاسفانه عدم نظارت و برخورد صحیح با موسیقی پاپ به این مسایل دامن می زند. انتشار آلبوم هایی با اشعار کاملا بی محتوا و مضامین غیر ادبی از عواقب این برخوردهای غلط است. امروز همچنین متاسفانه شاهد هستیم که موسیقی پاپ تنها با یک کی برد (Key Board) نواخته و پردازش می شود، موسیقی پاپ به عنوان شاخه ای از موسیقی قلمداد نمیشود و جایی برای عصارها و اصفهانی ها باقی نمانده است. شاید به همین دلیل است که این خوانندگان مدت هاست آلبوم جدیدی منتشر نکرده اند. ناصریا را مرده اند! آيا ناصر عبدالهي مرده است؟ آيا در ماجراي مرگ او مسئله اصلي مردن به دليل مصرف بالاي مشروبات الکلي بوده است؟ آيا چنانكه در ميان عوام منتشر شده، ناصر عبدالهي در اثر مصرف بي رويه و غير متعادل مشروبات الكلي مرده است؟ يا اينكه واقعيت در مرگ اين خواننده محبوب و 36 ساله چيز ديگريست. آيا ناصر عبدالهي را نكشته اند؟
همه اين سئوالات و سئوالات بسيار ديگري از اين دست در ذهن بسياري از روزنامه نگاران اين روزها نقش بسته و مي گذرد. با اين همه پس از چندين و چند روز تحيق و پرس و جو و كنجكاوي، راز مرگ ناصر عبدالهي بالاخره برملا شد و نوشتنش در اين وبلاگ از آن جهت است كه اساساً بدليل پيچيدگي موضوع تقريباً هيچ روزنامه اي حاضر به چاپ آن نيست و من نيز به دلايل بسياري مجبورم در مجملي كوتاه اين حديث مفصل را بيان كنم. راستش ناصر عبدالهي را مرده اند! ماجرا البته ريشه در سالهاي دورتري دارد. مرگ مشكوك اين خواننده ازاختلافات خانوادگي و تغيير مذهب عبدالهي سرچشمه مي گيرد. همينقدر مي توانم بنويسم كه عبدالهي به تازگي شيعه شده بود. چند هفته پيش از مرگ عبدالهي در يك دعواي خانوادگي اين جوان رعنا را چنان مي زنند كه يكي از پاهايش از چند ناحيه دچار شكستگي استخوان مي شود و عبدالهي را رفقايش به هزار زحمت از آن مخمصه بيرون كشيده و به منزل مي رسانند و خانواده براي برنخواستن دعواهاي رايج قومي قبيله اي با خوراندن ديازپام هاي قوي سعي در خواب كردن و كاهش درد خواننده مشهور مي كنند. بي خبر از آنكه استخوان ران عبدالهي شكسته است و دچار عفونت استخواني شده است. مصرف بالاي ديازپام و سرايت عفونت به كليه ها و زخم بستر همگي باعث مي شود تا عبدالهي هر دو كليه خود را از دست بدهد و به كما برود و باقي را هم كه شما مي دانيد. گرچه در ميان عوام و حتي برخي از همكاران مطبوعاتي چنين رايج شده كه او بدليل مصرف بالاي مشروبات الكلي آور دوز كرده! اسکاری ها مشخص شدند نامزدهای هفتاد و نهمین دوره جوایز سالانه آکادمی سینمای آمریکا سهشنبه 23 ژانویه (3 بهمن) معرفي شدند. امسال چند فیلم معدود بیشترین نامزدیها را به خود اختصاص دادند، و فیلم موزیکال "دختران رویایی" در صدر آنها قرار دارد. اين فيلم که نسخه سینمایی یک نمایش برادوی در سال 1981 است، در هشت رده مختلف نامزد جایزه اسکار شد، اما دو رده بسیار مهم یعنی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از دست داد. دو بازیگر زن و مرد فیلم،جنیفر هادسن و ادی مورفی، هر دو در رده بازیگر نقش دوم نامزد شدهاند.
فیلم "بابل" ساخته آلخاندرو گونزالز ایناریتو، قصهای میان-فرهنگی از خانوادههایی در حال بحران در نقاط مختلف جهان، هفت بار نامزد شد، اما تنها دو نفر از بازیگرانش، هر دو در رده بازیگر نقش دوم نامزد جایزه شدند. هیچکدام از دو بازیگر مشهور فیلم یعنی براد پیت و کیت وینسلت نامزد جایزه نشدند - البته وینسلت به خاطر بازی در فیلم "یادداشتهایی درباره یک رسوایی" در رده بازیگر نقش اول زن نامزد شد. فیلم "از دسترفته" ساخته مارتین اسکورسیزی که ماجرای پیکار میان گنگسترها و پلیس در بوستون است در ردههای بهترین فیلم و بهترین کارکردانی نامزد شد، و در میان ستارههای فیلم تنها مارک والبرگ نامزد جایزه بازیگر نقش دوم مرد شد. فیلم با موفقیت دیررس امسال "میس سانشاین کوچولو" در ردههای بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد نقش دوم (آلن آرکین)، بهترین بازیگر زن نقش دوم (آبیگیل برسلین) و بهترین فیلمنامه غیراختصاصی نامزد شد.
فیلم به زبان ژاپنی کلینت ایستوود "نامههایی از آیو جیما" با درخششی که کمتر انتظار میرفت، نامزد جایزه در ردههای بهترین فیلم، بهترین کارگردان، و بهترین فیلمنامه شد. مراسم اهدای جوایز اسکار 25 فوریه (8 اسفند) در سینمای کداک لوسآنجلس با مجریگری آلن دی جنرز کمدین آمریکایی برگزار می شود. فهرست نامزدهای جوایز اصلی اسکار 2007 • بهترین فیلم: از دست رفته، بابل، نامههایی از آیو جیما، میسسانشاین کوچولو و ملکه. • بهترین هنرپیشه مرد نقش اول : فارست ویتاکر (آخرین شاه اسکاتلند)، لئوناردو دی کاپریو (الماس خونین)، رایان گوسلینگ (Half Nelson)، پیتر اوتول (ونوس) و ویل اسمیت (جستجوی خوشبختی). • بهترین هنرپیشه نقش اول زن: هلن میرن (ملکه)، جودی دنچ (یادداشتهای یک رسوایی)، پنهلوپه کروز (ولور)، مریل استریپ (شیطان پرادا میپوشد) • بهترین هنرپیشه نقش دوم زن: جنیفر هادسن (دختران رویایی)، آدریانا برازا (بابل)، کیت بلانشت (یادداشتهایی درباره یک رسوایی)، آبیگیل برسلین( میس سانشاین کوچولو) و رینکو کیکوچی (بابل). • بهترین کارگردان: مارتین اسکورسیزی (درگذشته)، کلینت ایستوود (نامههایی از آیوجیما)، استفن فیرس (ملکه)، پل گرینگرس (یونایتد 93) و آلخاندرو گونزالس ایناریتو (بابل).
توجه توجه اطلاعیه دکتر اردستانی قابل توجه دوستان دانشجو در خصوص تهيه وبلاگ لیست کامل فیلمهای جشنواره فیلم فجر اعلام شد دبیر بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، اسامی ۲۶ فیلم بلند ایرانی بخش مسابقه سینمای ایران، ۲۰ فیلم میهمان و ۱۷ فیلم مسابقه فیلمهای اول را اعلام کرد.
در بخش سودای سیمرغ علاوه بر ۲۶ فیلم بخش مسابقه، سه فیلم خارج از مسابقه هم حضور دارند و ۱۷ فیلم بخش مسابقه فیلمهای اول برگزیده بخش مسابقه و میهمان است. "آدم" عبدالرضا کاهانی، "آفتاب بر همه یکسان می تابد" عباس رافعی، "آنکه دریا میرود" آرش معیریان، "اخراجی ها" مسعود ده نمکی، "اقلیما" محمدمهدی عسگرپور، "اتوبوس شب" کیومرث پوراحمد، "باز هم سیب داری" بایرام فضلی، "بچه های ابدی" پوران درخشنده، "پابرهنه در بهشت" بهرام توکلی، "پارک وی" فریدون جیرانی، "پاداش سکوت" مازیار میری، "تکدرختها" سعید ابراهیمیفر، "دست های خالی" ابوالقاسم طالبی، "روز برمیآید" بیژن میرباقری، "روز سوم" محمدحسین لطیفی، "رئیس" مسعود کیمیایی، "سبیل مردونه" جواد اردکانی، "سنتوری" داریوش مهرجویی، "سنگ، کاغذ، قیچی" سعید سهیلی، "قاعده بازی" احمدرضا معتمدی، "قفلساز" غلامرضا رمضانی، "گوشواره" وحید موسائیان، "مثل یک قصه" خسرو سینایی، "مخمصه" محمدعلی سجادی، "مصائب دوشیزه" مسعود اطیابی و "مینای شهر خاموش" امیرشهاب رضویان در بخش مسابقه سینمای ایران حضور دارند. ساندنس دوباره می تازد
بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم "سان دنس"، یکی از معتبرترین جشنوارههای فیلم مستقل در جهان ۱۸ ژانویه با هدف تشویق مردم و فیلسمازان مستقل برای سخن گفتن درمورد جنگ، افتتاح شد.
این جشنواره ۱۰ روزه درحالی کار خود را آغاز کرد که مراسم افتتاحیه آن تبدیل شد به یک مراسم ضد جنگ تمام عیار. رابرت ردفورد، هنرپیشه سرشناس آمریکایی که علاوه براینکه بنیادگزار موسسه ساندنس است، منتقد سیاسی شناخته شده ای هم به شمار می آید در سخنرانی خود گفت ما همه نگرانی خود را به رهبری رهبرانمان اختصاص داده بودیم. رهبرانی که حمله به افغانستان و عراق را انجام دادند. ما یک عذرخواهی بزرگ به مردم بدهکاریم. جان هاپکیینز، ساموئل ال جکسون و برخی دیگر از هنرپیشه های مشهور آمریکایی نیز در این جشنواره حضور دارند. موسسه ساندنس که این جشنواره را در جوار کوههای ساندنس ایالت یوتا برگزار می کند، سال ۱۹۸۱ توسط رابرت ردفورد هنرپیشه های سرشناس آمریکایی برای توسعه دیدگاههای هنرمندان مستقل و نمایش کارهایشان بنیان گذاری شده است. او در مراسم افتتاحیه و در سالن Eccles با سخنانی درمورد ویژگی های بیست و پنجمین سالگرد این جشنواره به معرفی فیلم "شیکاگو۱۰" پرداخت که پس از آن برای حاضران به نمایش درآمد. فیلم "شیکاگو ۱۰" که برای افتتاحیه این جشنواره انتخاب شده، مخلوطی از تصویرهای تاریخی وشخصیت های کارتونی است که به تظاهرات های ضد جنگ سال ۱۹۶۸ و دادگاه مشهور "شیکاگو ۷" می پردازد که در آن افرادی همچون تام هایدن وابی هافمن به برانگیختن مردم به بلوا و آشوب های خیابانی متهم شدند. بعد از نمایش فیلم "شیکاگو ۱۰"، کارگردان این فیلم، برت مورگان، صحنه را در اختیار گرفت و درحالی که به شدت از سوی تماشاگران مورد استقبال قرارگرفته بود گفت که با این فیلم خواسته از مردم که بایستند و حرف خودشان را بزنند: "من فقط خواستم فیلم خوبی بسازم که برای مردم درعین حالی که مفرح است، جوانان را بسیج کند در کشور تا بیرون بیایند و جنگ را متوقف کنند." هایدن سرباز کهنهکار و ضدجنگ که پس از آن همواره یک فعال سیاسی بوده نیز در مراسم افتتاحیه حضور داشت. او بعد از فیلم بسیار هیجان زده به نظر می رسید. هایدن گفت که مورگان این فیلم را درخشان ساخته است.
از جالبترین فیلم هایی که در این جشنواره به نمایش درآمده و خیلی همه توجهات را به خود جلب کرده فیلمی درمورد «زینالدین زیدان» بازیکن تیم ملی فوتبال فرانسه است. کارگردان با هفده دوربین، نود دقیقه بازی این بازیکن را از زوایای مختلف با همه حواشیای که زمین فوتبال دارد نشان می دهد. از تماشاگرها گرفته تا حرکات او با توپ، تمرین و همکاری که با بقیه دارد. او دراین میان حرفهایش را می شنویم و یا گوینده را که درمورد ایده ها و عقایدش حرف می زند. کسانی که این فیلم را دیده اند می گویند اگر اهل فوتبال باشید از دیدن این فیلم لذت می برید و همه مدت فیلم روی صندلی میخکوب می شوید و اگر نباشید که دیگر خدا به دادتان برسد. درحالی که فیلم های مستند دیگری نیز مانند "ارواح ابوغریب" و "بدون هیچ پایانی پیش رو"، نگاهی به جنگ در عراق دارند، طیف گسترده ای از فیلم های داستانی و غیرداستانی نیز از آمریکا و ۲۵ کشور دیگر جهان در این جشنواره به نمایش درمی آیند. از مجموع ۶۴ فیلم، ۳۲ فیلم از آمریکا و ۳۲ فیلم بین المللی است که در طی ده روز مدت زمان جشنواره برای دریافت جایزه هایی که در نظر گرفته است با هم با رقابت می کنند. ازجمله فیلم های جالبی که در این جشنواره به نمایش درخواهد آمد فیلم "یک جنایت آمریکایی" با بازیگری "کاترین کینار" و"جیمز فرانکو" است که براساس داستان واقعی دختری که توسط مادرش مورد آزار و اذیت قرار می گرفته، ساخته شده است. برگزارکنندگان جشنواره ساندنس، که مهمترین رویداد برای فیلم های مستقل در آمریکا بهشمار می رود گفتهاند که فیلم شیکاگو ۱۰ نمونه بارزی از فیلم های امسال جشنواره است که نشان دهنده ریسک زیادی در تکنیک های فیلم سازی مورد استفاده و موضوعاتی است که به آن پرداخته شده است. ساندنس، برای کسانی که ایده های خلاقی دارند، اما عملا نمی توانند آنها را در بازار تجاری فیلمسازی ارائه کنند، بهترین فرصت به شمار می رود. در آمریکا، دنیای مستندسازان مستقل دنیای بی پولی به شمار می رود و به همین جهت، موسسه ساندنس با تسهیلات رقابتی که برای فیلسمازها فراهم می کند به آنها امکان می دهد شانس خودشان را برای درست کردن فیلم های متفاوت امتحان کنند. فیلم هایی مانند اورلاندو، روبی در پارادایز و مانند آب برای شکلات، برای اولین بار دراین فستیوال به نمایش درآمده اند. دراین فستیوال که هرساله هزاران نفر از اهالی فیلم و سینما فرصت طلایی خواهند داشت تا آثار متنوع مستند سراسر جهان را به تماشا بنشینند. مردم بسیاری روزهای پایانی ماه ژانویه را برای سیراب شدن از فیلم های متفاوت از سراسر جهان اختصاص می دهند و به یوتا سفر می کنند. از زمان اولین دوره تاکنون، این جشنواره توانسته جای خود را به عنوان یک منبع بینالمللی شناخته شده و معتبر برای هزاران هنرمند مستقل در میان فیلمنامه نویسان، آهنگسازان، نویسندگان، نمایشنامه نویسان و هنرپیشه ها بازکند. ازجمله ارزش هایی که در این جشنواره خیلی روی آن تاکید می شود مستقل بودن و "ریسک" درحوزه های مختلف از تکنیک های فیلم سازی گرفته تا موضوعاتی که انتخاب می شود در اثرهای ارائه شده است. این روزها ساندنس نه تنها برای آمریکایی بلکه برای هنرمندان بسیاری از کشورهای جهان، رویدادی مهم به شمار می رود. برنامه های موسسه ساندنس، شامل یک جشنواره سالانه فیلم است که همیشه در ماه ژانویه در "پارک سیتی" ایالت یوتا آمریکا برگزار می شود و فیلم های مستقل سراسر جهان، نمایش اول خود را در این میان به اجرا می گذارند. این موسسه فیلمسازانی که کارهای غیرداستانی و داستانی می کنند را نیز از طریق برنامه هایی خاص حمایت می کند. برنامه های مختلفی از جمله کمک های مالی توسط گردانندگان این موسسه درنظر گرفته شده است که از فیلم های مستند حمایت کنند. هرساله بیش از بیست فیلمساز تازه از داخل و خارج آمریکا در جشنواره ساندنس شرکت می کنند. از طرف دیگر موسسه ساندنس، برنامه های مختلفی هم برای حمایت از تئاتر دارد که از جمله آن می توان به بورس های مختلف به کسانی که کارهای خلاقی برای بیان متفاوت ایده های خود ارائه می کنند، اشاره کرد. رابرت ردفورد که نگاه منتقدانهای به دولت بوش دارد، معتقد است که فیلم های مستند وسیله خوبی هستند که نشان دهند چگونه بعد از یازده سپتامبر در آمریکا دولت، از کارت ترس به نحو شگفت آوری استفاده کرده و اینکه نشان دهد چگونه به مردم دروغ گفته شده است تا ایدئولوژی خودشان را مهندسی کنند. به گفته او این قدرت فیلم است، قدرت فیلم های مستند و مستقل. هشت سالن نمایش که از ۱۶۷ تا ۱۲۷۰ نفر گنجایش دارند، از هجدهم ژانویه از ساعت هشت صبح تا دو ساعت گذشته از نیمه شب بیش از ۱۲۰ فیلم را برای مشتاقان سینمای مستقل آمریکا که هرساله از سراسر کشور به این منطقه سفر می کنند، نمایش خواهد داد. خیلی از کسانی که به این منطقه سفر می کنند با توجه به آب و هوای یوتا و کوههای زیبا و برفگیر ساندنس، چندروزی را هم صرف اسکی و ورزش های زمستانی می کنند که در این منطقه رونق بسیاری دارد. توجه توجه... ما دونفر زن و شوهر نیستیم
جلسهي رسيدگي به شكايت محمدرضا گلزار و مهناز افشار دو هنرپيشهي سينما از دوهفتهنامه معما در شعبهي 76 دادگاه كيفري استان برگزار شد. ((گلدن گلوب)) بابل و دختران رویایی جوایز را درو کردند مراسم اهدای شصت و چهارمين دوره جوايزگلدن گلوب، شب گذشته با حضور تعداد زيادی از ستارگان مشهور سينما در لوس آنجلس برگزار شد و با انتخاب فيلم بابل ساخته الخاندرو گونزالس ايناريتو کارگردان خلاق مکزيکی به عنوان بهترين فيلم سال 2006 به کار خود پايان داد. اين جوايز همه ساله از سوی اتحاديه مطبوعات خارجی هاليوود به بهترين فیلم ها و برنامه های تلویزیونی در سال اهدا می شود.
![]()
فيلم های ملکه ساخته استيفن فريرز، The Departed ساخته مارتين اسکورسيزی، بچه های کوچک و بابی( درباره ترور رابرت کندی سناتور آمريکايی) از نامزدهای دريافت جايزه بهترين فيلم بودند اما فيلم بابل با داستان های موازی و پيچيده خود موفق شد اين جايزه را از آن خود کند. بابل سومين فيلم الخاندرو گونزالس و محصول همکاری خلاقه او با گيلرمو آريه گا(فيلمنامه نويس) پس از موفقيت فيلم های امورس پروس(عشق يک سگ ماده است) و 21 گرم است. جايزه بهترين فيلم موزيکال(کمدی) به فيلم دختران رويايی(Dreamgirls) تعلق گرفت. Little Miss Sunshine (ميس سان شاين کوچک) بورات، شیطان پرادا می پوشد و از شما به خاطر سیگار کشیدن متشکرم؛ نامزدهای ديگر اين جايزه بودند. جايزه بهترين کارگردانی فيلم به مارتين اسکورسيزی رسيد که فيلم The Departed را کارگردانی کرده بود. کلینت ایستوود برای پرچم های پدران ما و نامه هايی از ايوجيما، استفان فریرز برای فيلم ملکه، آلخاندرو گونزالس ایناریتو برای کارگردانی فيلم بابل از دريافت اين جايزه ناکام ماندند. هلن ميرن به خاطر بازی در نقش ملکه اليزابت دوم در فيلم ملکه جايزه بهترين بازيگر زن را کسب کرد. پنه لوپه کروز برای بازی در فيلم بازگشت، جودی دنچ برای بازی در فيلم یادداشت هایی در باره یک رسوایی مگی گیلن هال به خاطر بازی در شری نازنین و کیت وینزلت برای فيلم بچه های کوچک، رقبای هلن ميرن برای دريافت اين جايزه بودند. هلن ميرن همچنين برای بازی در مجموعه کوتاه تلويزيونی اليزابت اول جايزه بهترين بازيگر زن تلويزيونی را به دست آورد. جرمی آيرونز بازيگر توانای انگليسی که به خاطر بازی در سريال تلويزيونی اليزابت اول جايزه بهترين بازيگر مرد تلويزيونی را گرفت در باره هلن ميرن گفت: «من از هلن ميرن پشتيبانی می کنم چرا که اگر نتوانيد از او حمايت کنيد، قادر به هيچ کاری نيستيد.»
مریل استریپ نيز به خاطر بازی در فيلم شیطان پرادا می پوشد، جايزه بهترین بازیگر زن فیلم کمدی را کسب کرد. آنت بنینگ برای دویدن با قیچی، تونی کولت برای ميس سان شاين کوچک، بیونسه نولز برای دختران رویایی و رنه زلوگر برای خانم پاتر؛ نامزدهای ديگر اين بخش بودند. فارست ويتکر برای ايفای نقش عيدی امين ديکتاتور سابق اوگاندا در فيلم آخرين پادشاه اسکاتلند، جايزه بهترين بازيگر مرد را از آن خود کرد. لنوناردو کاپريو بازيگر جوان هاليوود برای بازی در دو فيلم : The Departed و الماس خونين، ويل اسميت برای بازی در فيلم به دنبال شادی و پيتر اوتول برای بازی در فيلم زيبای ونوس برای دريافت اين جايزه نامزد بودند. ساشا بارون کوهن کمدين يهودی الاصل انگليسی به خاطر ايفای نقش کمدی بورات در فيلم جنجالی بورات برنده جايزه بهترین بازیگر مرد- موزیکال یا کمدی گرديد. وی پس از دريافت جايزه خود گفت که از مردم آمريکا متشکرم که (به خاطر فيلم بورات) عليه من شکايت نکردند. جانی دپ بازيگر دزدان دريايی کارائيب: صندقچه مرد مرده، و ويل فررل بازيگر فيلم عجيب تر از داستان نيز برای دريافت اين جايزه کانديد بودند.
![]()
جنیفر هادسن بازيگر فيلم دختران رویایی جايزه بهترین بازیگر زن نقش دوم را کسب کرد. ادی مورفی نيز برای بازی در همين فيلم(دختر رویایی) جايزه بهترين بازيگر مرد نقش دوم را به دست آورد. بازيگران قدرتمندی مثل جک نيکلسون برای بازی در فيلم The Departed و برد پيت برای فيلم بابل نيز نامزد دريافت اين جايزه بودند. جايزه بهترين فيلم خارجی زبان به فيلم نامه هايی از ايو جيما ساخته کلينت ايستوود رسيد. آپوکالیپتو ( آمریکا)، نامه هایی از ایو جیما (آمریکا)، زندگی دیگران ( آلمان)، لابیرنت پن (مکزیک) و بازگشت ساخته پدرو آلمادوار (اسپانیا) از ديگر نامزدان دريافت اين جايزه بودند. پيتر مورگان فيلمنامه نويس انگليسی نيز برای نوشتن فيلمنامه ارژينال ملکه جايزه بهترين فيلمنامه نويس را از آن خود کرد و گيلرمو آريه گا فيلمنامه نويس توانای فيلم بابل را ناکام گذاشت. فيلم انيميشن اتومبيل ها از ميان فيلم های انيميشن پاهای خوشحال(Happy Feet) و خانه هيولا برنده جايزه بهترين فيلم انيميشن شد. آمريکا فررا بازيگر جوان و تازه کار سريال بتی زشت به عنوان بهترين بازيگر سريال کمدی شناخته شد. دبیر بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر اسامی 25 فیلم بلند ایرانی بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره امسال را اعلام کرد. فیلم های بخش مسابقه عبارتند از: پیش فروش بلیتهای بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز از روز سوم بهمن ماه جاری در سینما فلسطین تهران آغاز میشود. دانشجویان میتوانند با بیست درصد تخفیف، میتوانند بلیتهای جشنواره را تهیه كنند. همچنین شما دوستان می توانید در زمان برگزاری جشنواره از آخرین اخبار مربوط به فیلمها در همین وبلاگ مطلع شوید. خانواده ای در تبعید"سیاست باعث از هم گسیختگی خانواده ام شد!" این نقطه آغاز فیلم مستند "فیلم خانواده در تبعید" به کارگردانی آرش ریاحی، فیلمساز ۳۴ ساله مقیم اتریش است که در سال گذشته جایزه بزرگ "دیاگونال" را برای بهترین فیلم مستند در اتریش دریافت کرد.
پوستر فیلم مستند "فیلم خانواده در تبعید" آرش ریاحی، در رشته فیلم و علوم انسانی در دانشگاه وین تحصیل کرده و بنیانگذار شرکت فیلمسازی "گلدن گرلز" است. "فیلم خانواده در تبعید" دومین کار بلند سینمایی اوست که تا به حال برنده جوایز گوناگونی چون هوگوی نقره از جشنواره جهانی فیلم شیکاگو و یا کبوتر طلایی از جشنواره فیلم لایپزیک بوده است. این فیلم به زودی در تاریخ ۱۶ ژانویه در جشنواره فیلم "مکس افولس پرایز" که در شهر زاربروکن آلمان برگزار خواهد شد، در بخش مسابقه به نمایش درمی آید. آرش ریاحی درباره انگیزه اش برای ساختن "فیلم خانواده در تبعید" می گوید: «وقتی که در سن ۹ سالگی به اتریش آمدم، تبعید برای من تنها یک کلمه بود. بعدها هم در دوران نوجوانی آنقدرها فکرم را به خودش مشغول نکرده بود تا روزی که متوجه شدم برابر همان سال هایی که در ایران گذرانده بودم، در اتریش نیز زندگی کرده ام. برای اولین بار مسئله هویت به عنوان مهاجر برایم مطرح شد و کم کم این سوال ذهنم را به خودش مشغول کرد که آیا مشکل عدم امکان بازگشتم به ایران در شکل گیری هویت من به عنوان ایرانی یا اتریشی تاثیری خواهد داشت؟ از آن روز به بعد با سوالات مشابه زیادی مواجه شدم و تصمیم گرفتم تمامی مسائل و اتفاقاتی را که در طی گذر زمان فراموش کرده بودم و نمی توانستم دوباره آنها را در تبعید پیدا کنم، به یاد آورم. می خواستم خودم را با خانواده ام در یک موقعیت قرار بدهم تا وضعیت جامعه ایران را نیز بهتر بفهمم. می خواستم بدانم که سهم تاریخ و جامعه در شکل گیری زندگی آدم ها چیست و این آدم ها چه تدبیرهایی می اندیشند که علی رغم زندگی در محیط های متفاوت با فرهنگ های گوناگون، عشق و محبتی که به هم دارند را حفظ می کنند».
"فیلم خانواده در تبعید" روایت یک خانواده بزرگ ایرانی از هم گسسته است که پس از سال ها دوری همدیگر را به طور مخفیانه در شهر مکه ملاقات می کنند. ۲۵ سال پیش، آرش ریاحی به همراه پدر، مادر، خواهر و برادر کوچکش مجبور شدند ایران را به مقصد اتریش ترک کنند، در حالی که همچنان به نزدیکان و عزیزانی که پشت سر گذاشته بودند فکر می کردند. بعضی از اعضای فامیل به کشورهای امریکا و سوئد پناهنده شدند و بعضی هم هنوز در ایران زندگی می کنند. تنها راه های تماس با یکدیگر، به گفتگوهای تلفنی یا گپ های اینترنتی و یا سفرهای کوتاه مدتی که برای دیدار آن بخش از خانواده که در امریکا و سوئد پناهنده شده اند، محدود می شود. تنها راه چاره برای اینکه همه فامیل دور هم جمع شوند و دیدارهای کهنه را تازه کنند سفری به شهر مکه است. همه اهل فامیل، از پیر و جوان و از شرق و غرب، تصمیم می گیرند به عربستان سعودی سفر کنند. اما همه می دانند که این سفر بدون خطر نیست و مجبور می شوند برای دور ماندن از سوءظن های مقامات دولتی خود را در لباس زائران حج پنهان کنند. در نهایت زمانی که اعضای پراکنده فامیل پس از ۲۵ سال دوری همدیگر را در اتاق کوچک هتلی در مکه پیدا می کنند، با اشک های شوق و فریادهای شادی شان از همدیگر استقبال می کنند. حال باید دید آیا این خانواده که بیش از دو دهه را در محیط های فرهنگی، جغرافیایی و تا حدی مذهبی متفاوتی زندگی کرده اند، می توانند بر موانعی که آشکارا به علت جدایی طولانی مدت بین آنها بوجود آمده غلبه کنند و دوباره در تفاهم با هم زندگی کنند؟ با "فیلم خانواده در تبعید" به مدت ۹۴ دقیقه با آرش ریاحی و خانواده اش همراه می شویم و در غم ها و شادی های آنها شرکت می کنیم. این فیلم از جنبه شخصی بودن فراتر می رود و با نگاهی گسترده تر، برخورد و ناسازگاری های جهان بینی های مختلف که گاهی می توانند مشکل آفرین باشند را به تصویر می کشد. "فیلم خانواده در تبعید"، فیلمی تاثیرگذار، تکان دهنده و در عین حال سرگرم کننده درباره ارزش های خانوادگی است. |















